شهید رسول خلیلی ... مدافع حرم

شهادتت مبارک ای مبارز
ای گریه کن مصائب زینب کبری
ای سینه زن مصائب رقیه بنت الحسین
ای درس گرفته پای مکتب سیدالشهدا
الحق و الانصاف خوب درس پس دادی ...
ای سینه زن مادر پهلو شکسته
آخر به آرزوی قلب پاکت رسیدی ...
آری ای برادر
ثابت کن به من و امثال من
که
به عمل کار برآید ...
آنکه من ندارم ...
فقط یک خواهش !
من و تو
شاید(!)
یک شب
زیر یک سقف با هم گریه کردیم ...
زیر یک سقف با هم سینه ها زدیم ...
هم هیاتی های خودت را فراموش نکن ...
همین !
+ این افسوس ها حد اقل یک الی دو روز حال دل من رو داغون می کنه ... به معنی تام کلمه داغون ...
+ از سینه زنان و هیاتی های ریحانه النبی بود ...!!!
+اولین لحظه ای که عکس این مرد رو دیدم ، نفهمیدم شهید شده ... چون زیرش نوشته بود : رسول !
همون اولین لحظه ، مثل اینکه کسی بره و ضبط مغزم رو روشن کنه و این نوا رو پلی کنه : یکی بیاد تو کوچه ها .... مادرمو کمک کنه ..................!
+ هیچ چیز در عالم بی دلیل اتفاق نمی افته والله قسم .
+ از سینه زنان و هیاتی های ریحانه النبی بود ...!!!
+اولین لحظه ای که عکس این مرد رو دیدم ، نفهمیدم شهید شده ... چون زیرش نوشته بود : رسول !
همون اولین لحظه ، مثل اینکه کسی بره و ضبط مغزم رو روشن کنه و این نوا رو پلی کنه : یکی بیاد تو کوچه ها .... مادرمو کمک کنه ..................!
+ هیچ چیز در عالم بی دلیل اتفاق نمی افته والله قسم .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ ساعت توسط غلامرضا
|
داریم با "حسین ، حسین " پیر میشویم