غوغای عاشقی اینجاست !!

غوغای عاشـــقـــی اینه

هر چشمی که نمی بینه

پایین پاش علی اکبر

شش ماهش به روی سینه


 

درد دل امیر المومنین... مرد خیبر ...

داره بارون می باره ...

دستام

دیگه جون نداره ...

کوچه

پر از نامحرمه ...

برگرد

که از حاشیه چادر تو خون می باره ....

 

چرا داری از خدا ...

مرگتو خواهش می کنی ...

وقتی زیر دست و پا ...

منو نوازش می کنی ...

اگه یک بار دیگه ...

پا شدی از روی زمین ...

اشک بی تابی رو تو ...

غیرت این چشما ببین ...

 

دم وباز دم ما ....

کاش بودم شعله تا شمع مزارت می شدم                

چلچراغ زائر شب زنده دارت می شدم

کاش بودم پرچم حاشیه دار ماتمت                       

تا که زینت بخش بزم سوگوارت می شدم

کاش بودم حلقه حلقه همچو زنجیر عزا                   

در کف دل بی قرار بی قرارت می شدم

کاش بودم قطره ی آبی و از راه وفا                     

شبنم لبهای خشک شیرخوارت می شدم

کاش می بودم سپر بر هجوم تیغ مرگ                     

مانع شمشیر خصم نابکارت می شدم

کاش بودم در شب شام غریبان تا که من                  

پاسدار خیمه ی بی پاسدارت می شدم

در حریم قدس محرم زینب است                                       

معنی عشق مجسم زینب است

آنکه بر غم هست حاتم زینب است                                      

ناخدای کشتی غم زینب است

تا نفس در سینه روز و شب بود 

دم حسین و بازدم زینب بود

شرح زندگی کوکب آسمان عشق :

ولادت
ثمره ازدواج مبارک علی علیه السلام و فاطمه زهرا علیها السلام پنج فرزند به نام های حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن است.
بنابر آن‌چه که از امام صادق علیه السلام رسیده است «محسن» که آخرین فرزند زهرا بود، بر اثر تجاوز و هجوم دشمنان اسلام به خانه آن حضرت، در شکم مادر جان داد و به دنبال این حادثه دردناک و صدماتی که بر جسم فاطمه علیها السلام وارد آمد، آن حضرت بیماری شدید پیدا کرد و به شهادت رسید.
زینب، سومین فرزند مهد ولایت است که به احتمال قوی در سال ششم هجرت در مدینه چشم به جهان گشود.

ادامه نوشته

×× ولادت اسوه صبر و اقتدار ، (( یگانه کوکب آسمان عشق )) بر حضرت مهدی (عج) مبارک باد ××

 

خیلی گشتم ولی هیچ شعری برای این خانم از این شعر حاج محمود کامل تر نبود ...

 

امشب دلم به تاب و سرم گرم از تب است
امشب که از نسیم حضوری لبالب است
شمع است و شاهد است و شرابی که بر لب است
شور و شگفتی است و شبی عشق مشرب است
شامی که روشنایی روز است امشب است
امشب شب ملیکه دادار زینب است
**
این جلوه جلوه‌های شبی بیکرانه است
این جذبه جذبه حرمی بی‌نشانه است
این سجده سجده بر قدمی جاودانه است
این شعله شعله نگهی عاشقانه است
از هر لبی که می‌شنوی این ترانه است
عالم محیط و نقطه پرگار زینب است 
**
سّری رسید و معنی ام‌الکتاب شد
نوری دمید و قبله هر آفتاب شد
چشمی گشود و چشم شقایق بخواب شد
زیباترین دعای علی (ع) مستجاب شد
زهراست این که در دل گهواره قاب شد
امشب تمام گرمی بازار زینب است
**
بر عرش سبز دست نبی تا که جا گرفت
نورش زمین و کل زمان را فرا گرفت
حتی بهشت سرمه از آن خاک پا گرفت
از عطر دامنش همه جا روشنا گرفت
آئینه‌ای مقابل رویش خدا گرفت
تصویر جلوه‌های خداوار زینب است
**
این کیست این که سجده کند عشق در برش
این کیست این که سینه درند در برابرش
این کیست این که از جلوات مطهرش
عالم نبود غیر غباری ز محضرش
فرموده است از برکاتش برادرش
آئینه‌دار حیدر کرار زینب است
**
تا کوچه‌اش قبیله لیلا ادامه داشت
تا خانه‌اش گدایی عیسی ادامه داشت
در چشم او تلاطم دریا ادامه داشت
بر قامتش قیامت مولا ادامه داشت
زینب نبود حضرت زهرا(س) ادامه داشت
خاتون خانه‌دار دو دلدار زینب است
**
سرچشمه‌های پرطپش کوهسار از اوست
دریا از اوست جذبه هر آبشار از اوست
تیغ کلام فاطمی‌اش آب دار از اوست
تفسیر آیه‌های غم و انتظار از اوست
آری تمام هیمنه ذوالفقار از اوست
از کربلا بپرس علمدار زینب است
**
سوگند بر شکوه دل مرتضایی‌اش
بر جلوه‌های حیدری‌اش مجتبایی‌اش
سوگند بر تقدس کرب و بلایی‌اش
بر ریشه‌های چادر سبز خدایی‌اش
سوگند بر نماز شب کبریایی‌اش
تا روز حشر کعبه ایثار زینب است
**
شمس حجاب گنبد دوار زینب است
بدر سپهر عصمت و ایثار زینب است
محبوبه حبیه دادار زینب است
مسطوره سلاله اطهار زینب است
اذن دخول در حرم یار زینب است
منصوره نرفته سر دار زینب است
**
نون و قلم نبی است و ما یسطرون حسین
طاق فلک علی است به عالم ستون حسین
خلقت تمام حضرت زهراست خون حسین
هستی تمام ظاهر و مافی البطون حسین
با یک قیامت است هم الغالبون حسین
در این قیام نقطه پرگار زینب است
**
سردار سرسپرده جولان عشق کیست؟
تنها امیر فاتح میدان عشق کیست؟
عشق است حسین و گوش به فرمان عشق کیست؟
روح دمیده در تن بی‌جان عشق کیست؟
علامه مفسر قرآن عشق کیست؟
تفسیر آیه‌ها همه اسرار زینب است
**
ققنوس وهم از پی او در توهم است
فانوس وصف در صفت وصف او گم است
قاموس اقتدار و وقار و تلاطم است
پابوس او تمامی افلاک و انجم است
کابوس شام و دولت نامرد مردم است
بر فرق ظلم تیغ شرر بار زینب است
**
پیداترین ستاره دیبای خلقت است
زیباترین سروده لب‌های خلقت است
زهراترین زهره زهرای خلقت است
لیلاترین لیلی لیلای خلقت است
شیواترین سئوال معمای خلقت است
گنجینه جزیره اسرار زینب است
**
ذرات و کائنات همه مرده یا خموش
در احتجاج بود زنی یک علم به دوش
قلب جهان به عمق زمین غرق جنب و جوش
آتشفشان قهر خداوند در خروش
هوهوی ذوالفقار علی می‌رسد به گوش
این رعد و برق نیست که انگار زینب است
**
خورشید روی قله نی آشکار شد
کوچکترین ستاره سر شیرخوار شد
ناموس حق به ناقه عریان سوار شد
هشتاد و چهار خسته به هم هم‌قطار شد
زیباترین ستاره دنباله‌دار شد
در این مسیر نور جلودار زینب است
**
چشم ستاره در به در جستجوی ماه
بر روی نیزه دیده زینب گرفت راه
مبهوت می‌نمود به سرنیزه‌ای نگاه
آتش کشید شعله ز دل تا کشید آه
کای جان پناه زینب و اطفال بی‌پناه
راحت بخواب چونکه پرستار زینب است
**
پشتش شکست بس که بر او آسمان گریست
حتی به حال و روز دلش کاروان گریست
از خنده‌های حرمله و ساربان گریست
بر گیسوان شعله ور کودکان گریست
از ضربه‌های دم به دم خیزران گریست
بر خیل اشک قافله سالار زینب است
**
آن شانه صبور صبوری زما ربود
آن قامت غیور قیامت بپا نمود
آن شیرزن حماسه عباس را سرود
با دست خویش بیرق کرب و بلا گشود
بر بال‌های زخمی‌اش ای وای جا نبود
غم را بگو بیا که خریدار زینب است
**
زینب اگر نبود اثر کربلا نبود
شیرازه‌ای برای کتاب خدا نبود
زینب اگر نبود علم حق به پا نبود
این خیمه‌ها و پرچم و رخت عزا نبود
یک یا حسین بر لب ما و شما نبود
در کار عشق گرمی بازار زینب است
**
با این که قد خمیده‌ام و داغ دیده‌ام
فتح الفتوح کرده‌ام هرجا رسیده‌ام
گر نیش کعب نی به وجودم خریده‌ام
گر طعم تازیانه چو مادر چشیده‌ام
چون کوه ایستاده‌ام ای سر بریده‌ام
در اوج اقتدار جهاندار زینب است
**
زینب کجا و خنده اشرار یا حسین
زینب کجا و کوچه و بازار یا حسین
زینب کجا و مجلس اغیار یا حسین
زینب کجا و این همه آزار یا حسین
زینب کجا و طشت و سر یار یا حسین
در پنجه‌های بغض گرفتار زینب است
**
از نای من به ناله چو افتاد نای نی
عالم شنید از پس آن های‌های نی
تو بر فراز نیزه و من در قفای نی
آنقدر سنگ خورده‌ام از لابه‌لای نی
تا اینکه یافتم سرت از رد پای نی
هجران توست آتش و نیزار زینب است
**
قرآن بخوان که حفظ شود آبروی تو
رنگین شده است ساقه نی از گلوی تو
در حسرتم که نیزه کند شانه موی تو
ای منتهای آرزویم گفت‌وگوی تو
ای نازنین بناز خریدار زینب است
***حاج محمود کریمی***

 

اما ...

یا امیر المومنین ...

آن شبی که در محراب مسجد بر فرق مبارک شما ضربت زدند ...

جلوی درب خانه...

به حسنین امر کردید که زیر بازوهایتان را رها کنند ...

چون میدانستید که دختر تاب و توان دیدن پدر را در آن شرایط ندارد ...

اما ...

گفته بودی که زینب نبینه

خون نشسته به رویت زکینه

من بمیرم که عمر گلت با

قصه «خون و خنجر» اجینه 

 

کربلا با دل تو چه ها کرد ...

زینب رو از برادر جدا کرد ...

عصمت الله رو دست غریبی...

همسفر با یک مشت بی حیا  کرد

التماس دعا

اینم از شعر معروف عمو نریمان که مدت ها است در شب تاسوعا میخونه ...

شیر سرخ عربستان و وزیر شه خوبان، پسر مظهر یزدان ، که بدی صاحب طبل و علم و بیرق و سیف و حشم و با رقم و با رمق اندر لب او ماه بنی هاشم وعباس علمدار و سپهدار و جهانگیر و جهان بخش و دگر نایب و سفا. شه با وفا ابوالفضل، صاحب لوا اباالفضل، معدن سخا ابوالفضل، نور هل اتی ابوالفضل.

*    *    *

دید کاندر حرم خسرو خوبان، شده بس ناله و افغان و پر از شیون طفلان، همه شان               سینه زنان، نوحه کنان، موی پریشان، دل بریان، سوی عباس شتابان، که عمو جان چه شود جرعه ی آبی برسانی به لب سوختگان، کز عطش آتش بگرفته گلوی ما. شه باوفا ابوالفضل، صاحب لوا ابوالفضل، معدن سخا ابوالفضل، نور هل اتی ابوالفضل.

*    *    *

غضب آلود ز غیرت شد و عباس بشد موی تنش راست، زجا خواست، بخود گفت که عباس، تو اشجع به همه ناس، عجب از تو است که با این همه مردی و شجاعت، شود از صولت تو زهره ی شیر فلکی آب، عجب آسوده نشستی و روان شو بنما آب مهیا.

شه باوفا ابوالفضل،  صاحب لوا ابوالفضل، معدن سخا ابوالفضل، نور هل اتی ابوالفضل.

*    *    *

پس علم کرد قد سرو دل آرا، به سرش تاج زمِغفِر که زدی طعنه به قیصر، به تنش کرده زره چشمه ی او تنگتر از چشم حسودان بد اختر، به کمر بست یکی تیغ مهندس به میان سرو، دو پیکر، به سردوش یک اسپر به مثل گنبد مینا، شه باوفا ابوالفضل، صاحب لوا ابوالفضل،        معدن سخا ابوالفضل، نور هل اتی ابوالفضل.

*    *    *

پس ز اصطبل برون کرد، یکی توسن صرصر تک و ، فرخ رخ و طاووس دم و یال پر انبوه به پیکر چو یکی کوه، خط و خال چو آهو، که از شیهه ی او گوش فلک کر شد و رفتی به ثریا.

شه باوفا ابوالفضل، صاحب لوا ابوالفضل، معدن سخا ابوالفضل، نور هل اتی ابوالفضل.

*    *    *

پس بیاویخت بدوش دگر خویش، یکی مشک چو مشکی که بدی خشک تر از لعل لب ماه مدینه، گل گلزار سکینه، به فغان گفت که یا بنت اخا، ناله مکن، ضجّه مزن، ز آنکه عموی تو نمرده روم الحال کنم بهر تو من آب مهیا، شه باوفا ابوالفضل، صاحب لوا ابوالفضل، معدن سخا ابوالفضل، نور هل اتی ابوالفضل.

*    *    *

پور حیدر چو یکی مرغ سبک روح، مکان کرد روی عرشه ی زین، روح الامین، گفت که ای احسنت از آن مادر فرزانه، که آورد چو تو شیر دل و ناموری را که دو زانوش گذشتی ز سرو گوش فرس یکسره هی هی به تکاور زدی همچون علی عالی اعلی، شه باوفا ابوالفضل، صاحب لوا ابوالفضل، معدن سخا ابوالفضل، نور هل اتی ابوالفضل.

*    *    *

پس به تعجیل سوی شط فرات آمده، مانند سکندر، زپی آب حیات آمده، آن شیر غضنفر، نظری کرد بر آن آب، که چون اشکم ماهی بزدی موج بفرمود که ای آب، عجب موج زنی، لیک نداری خبر از تشنگی عترت طاها،  شه باوفا ابوالفضل، صاحب لوا ابوالفضل، معدن سخا ابوالفضل، نور هل اتی ابوالفضل.

*    *    *

پس به تکبیر بزد نعره، همان شیر به جولان شد و در صحنه ی میدان شد و پاشید زهم لشکر کفار، یکی گفت که ای قوم گریزید که این است ابوالغزه، تُهَمتَن، لقبش ماه بنی هاشم و باشد  پسر حیدر صفدر، شده منسوب به سقا، شه باوفا ابوالفضل، صاحب لوا ابوالفضل، معدن سخا ابوالفضل، نور هل اتی ابوالفضل.

*    *    *

از چه ای آب، عجب می روی، اما خبرت نیست، سکینه، گل گلزار مدینه، رخ مهش بفسرده، زعطش غش بنموده، آخر ای آب تویی مهریه فاطمه اما پسرش شد ز تو محروم، همان             سید مظلوم، الهی که گل آلود شوی، تا به ابد (شوقی) غمدیده از این غم شده دیوانه و شیدا، شه باوفا ابوالفضل، صاحب لوا ابوالفضل، معدن سخا ابوالفضل، نور هل اتی ابوالفضل.

آیا حضرت علی علیه السلام سکوت کردند؟

آنچه که از آن به سکوت امیرالمومنین علیه السلام پس از پیامبر تعبیر میشود بعضا مورد بد فهمی واقع شده است ؛ عده ای با نشناختن حقیقت موضوع ، سعی کرده­اند آن را آنطور که خود مایلند توضیح دهند و بدینوسیله واقعیتهای تاریخ را وارونه جلوه دهند .

همانطور که در تواریخ معتبر ذکر شده است پیامبر گرامی اسلام در مواضع مختلف با تعیین جانشین خود از سوی خدا ، تکلیف الهی مردم را در تبعیت از خلیفه منصوب الهی تعیین نمودند و راهی برای نفاق منافقان باز نگذاشته اند .

ادامه نوشته

خلاصه زندگينامه آيت الله العظمى خامنه‌ای « دام ظله»

 

ازميلاد تا مدرسه

رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنه‌ای فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه‌ای، در روز 24 تيرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. ايشان دومين پسر خانواده هستند. زندگى سيد جواد خامنه‌ای مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينى، بسيار ساده بود. همسر و فرزندانش نيز معناى عميق قناعت و ساده زيستى را از او ياد گرفته بودند و با آن خو داشتند.
رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنين مى گويند:
«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مى گذشت. من يادم هست شب هايى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيّه مى کرد و... آن شام هم نان و کشمش بود.»
امّا خانه اى را که خانواده سيّد جواد در آن زندگى مى کردند، رهبر انقلاب چنين توصيف مى کنند:
«منزل پدرى من که در آن متولد شده ام ـ تا چهارـ پنج سالگى من ـ يک خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقير نشين مشهد بود که فقط يک اتاق داشت و يک زير زمين تاريک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم ميهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر اين که روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زير زمين مى رفتيم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمين کوچکى را کنار اين منزل خريده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شديم.»
رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقير امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صميمي، اينگونه پرورش يافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سيد محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را ياد بگيرند. سپس، دو برادر دوران تحصيل ابتدايى را در مدرسه تازه تأسيس اسلامى «دارالتعّليم ديانتى» گذراندند.

 
ادامه نوشته

زندگی را بر من حرام کرده این قطعه ی محمود کریمی ...

بریز آب روان اسما

به روی پیکر زهرا

ولی آهسته آهسته . . .

روی دست یه دخترکی که غصه داره ....

بیقراره ...

یه کفن می بینه و نگاه دختر ...

به رخ شاه بی کفن ....

میگه خواهر برات بمیره ...

بی کفن اما

عیبی نداره ... ما هم خدایی داریم !!

استفتائات درباره اینترنت از حضرت آیت ا... سیستانی(دامت برکاته)

۱

سؤال: حکم استفاده از اتاق گفتگو (چت کردن) در اینترنت با جنس مخالف چگونه است؟

پاسخ: اگر خوف وقوع در حرام باشد جایز نیست.


2

سؤال: هنگام نگاه کردن به صفحه اینترنت در زمانى که انسان روزه مى باشد و یک تصویر غیر اخلاقی ظاهر مى شود چه حکمى دارد؟

پاسخ: روزه را باطل نمى کند اگرچه شرعاً در مواردى نباید نگاه کرد.


3

سؤال: موقع کار با اینترنت با تصاویر غیر شرعى برخورد مى کنیم تکلیف چیست؟

پاسخ: به تصاویر مبتذل نباید با شهوت نگاه کند بلکه بدون شهوت هم بنابر احتیاط واجب جایز نیست.


4

سؤال: لطفاً حکم چت کردن با شخصى که از جنسیت او بى اطلاع هستیم را بفرمائید. در صورت اطمینان از جنسیت چطور؟

پاسخ: در هر دو صورت اگر خوف وقوع حرام است جایز نیست .


5

سؤال: گفتگوهاى اینترنتى (چت) بین زنان و مردان یا دختران و پسران نامحرم ـ چنانچه طرف مقابل نه دیده شود و نه صدایش شنیده شود و مکالمات تنها توسط نوشته تبادل گردد ـ را بدانم . در صورت وجود اشکال لطفا بفرمائید اگر این گفتگو بدون قصد ریبه و تنها با هدف اشنا نمودن طرف مقابل با اسلام و قرآن یا براى رفع شبهات باشد چگونه است؟

پاسخ: اگر ترس وقوع در حرام نباشد جائز است .


6

سؤال: در مراجعه به سایتهاى اینترنتى خارجى زیاد با موارد خلاف شرع مواجه مى شویم . با توجه به اینکه در مسیر تحقیقات و ارتباط با تکنولوژى روز ناچار به استفاده از امکانات اینترنتى مستقیم و با توجه به اینکه اینگونه سایتها نهایتا اثر سوء خود را بر روان انسان مى گذارد؟

پاسخ: به عکس هاى مبتذل و موجب مفسده نگاه کردن جایز نیست .


7

سؤال: بنده داراى کافى نت (خدمات اینترنت) هستم . سوال اینست که درآمد آن از لحاظ شرعى درست است یا خیر؟? این در صورتیکه على رغم کنترل عده اى سوء استفاده کرده و مخفیانه بر روى برخى سایتهاى غیر مجاز میروند در مورد چت کردن چطور؟

پاسخ: اگر شما دستگاه را براى دیدن سایتهاى غیر مجاز اجازه ندهید اشکالى بر شما نیست ولى سعى کنید تا جایى که مقدور است کنترل نمایید و همچنین در مورد چت.


8

سؤال: چت کردن با زنان غیر مسلمان و انجام صحبتهاى تحریک آمیز با ایشان چه حکمى دارد آیا مى شود از طریق اینترنت ایشان را به صرف اینکه غیر مسلمان هستند مورد سوء استفاده قرار داد؟

پاسخ: حرام است.


9

سؤال: نگاه کردن سایتهاى مبتذل چه حکمى دارد؟ چه مرد و چه زن در حالى که تصاویر مرد و زن در آن مى باشد؟

پاسخ: نگاه با شهوت جایز نیست و بدون شهوت هم بنابر احتیاط واجب جایز نیست.


10

سؤال: خرید و فروش اینترنتى جایز است یا خیر؟

پاسخ: اگر منظور شما این است که دو نفر از طریق اینترنت مباشرتاً خرید و فروش را انجام دهند، اینگونه معامله صحیح است و اشکالى ندارد.

11

سؤال: آیا نگاه کردن به عکسهاى مبتذل و چت کردن در باره موضوعات مستهجن روزه را باطل مى کنند؟

پاسخ: باطل نمى کند.


12

سؤال: آیا تجارت الکترونیک از نوع بازاریابی اینگونه معاملات درست است ؟

پاسخ: حضرت آیت الله اینگونه معاملات را اجازه و تصحیح نمی فرمایند .


13

سؤال: آیا مى توانم درسهاى حوزوى را از طریق اینترنت فرا گیرم ؟

پاسخ: اگر از حوزه باشد مانعى ندارد.


14

سؤال: حکم مکالمات اینترنتى و مکاتبه اینترنتى چیست ؟

پاسخ: فى نفسه مانعى ندارد.


15

سؤال: حکم نگاه به عکس زنان عریان در اینترنت براى ارضاى جنسى چیست ؟

پاسخ: حرام است .


16

سؤال: چت کردن با دختر اشکالى دارد و آیا احساس دوست داشتن آن دختر حرام است ؟

پاسخ: چون ترس افتادن به گناه هست جایز نیست .


17

سؤال: آیا ارتباط تلفنى و ایمیل به صورت پیوسته با یک خانم چه حکمى دارد ؟

پاسخ: حرام است .


18

سؤال: نظر شما در مورد معاملات اینترنتى چیست ؟

پاسخ: اگر مقصود معاملات الماس و مانند آن باشد که حضرت آیت الله آن را باطل مى دانند و جایز نمى دادند که مؤمنین در چنین معاملاتى وارد شود .


19

سؤال: شرکتهاى اینترنتى که اینترنت مى فروشند آیا بخاطر رفتن مشترکین به (سایتهاى غیر اخلاقى) مسئول هستند؟

آیا در اینگونه شرکتها کنترل کردن مشترکین دخالت در مسائل شخصى نیست؟

پاسخ: چون خود اینترنت از آلات مشترکه است لذا فروش آن جایز است مگر طورى باشد که اشاعه منکرات و فحشاء صدق کند که حرام مى شود.


20

سؤال: آیا باز کردن کافه نت شرعاً اشکال دارد؟

پاسخ: مانعى ندارد ولى به طورى نباشد که وسیله شیوع و انتشار فساد باشد .

21

سؤال: آیا در مورد هک سایت ها و یا استفاده از اشتراک اینترنت (رایگان) که از مورد این طریق بدست مى آید مانعى به هر عنوان از نظر شرع یا قانون وجود دارد؟

پاسخ: اگر قانون کشور اسلامى آن را منع کند مجاز نیست.


22

سؤال: مى خواستم بدانم که شغل کافى نت دارى با توجه به اینکه اینترنت کاربردهاى مختلف (اعم از حلال و حرام) دارد ـ داراى چه حکمى است؟

پاسخ: اگر بتوانید کنترل کنید که استفاده نامشروع نشود اشکال ندارد.


23

سؤال: آیا پولی که از طریق بازاریابی اینترنتی و خرید و فروش طلا از کشور خارجی به طوری که الان معمول می باشد حلال است؟

پاسخ: حضرت آیه الله اجازه این گونه معاملات را نمی دهند وگرفتن پول آن مال کافر غیر محترم المال باشد به عنوان استنفاذ مانعی ندارد.


24

سؤال: من در برنامه ای چت با یک دختر دوست هتسم و با هم چت می کنیم واصلا حرف بد یا زشتی نمیزنیم آیا این دوستی و چت کردن اشکال شرعی دارد؟

پاسخ: چون خوف وقوع در حرام هست جایزنیست

تقدیم بر مجانین الحسین (علیه السلام) ! ! !

قشنگ و زیبا سرود آن شاعر :

 

حب الحسین رشته ی تحصیل شماست
دانش سرای عشق وجنون شهر کربلا ست
در رشته ی حسین شناسی موفقیم
موضوع بحث سینه زدن پای روضه هاست
اما تا روز حشر مدرکتان را نمی دهند
برگ قبولی همه در پوشه خداست
اما پایین کار نامه ی هر کس نوشته اند
این مهر سرخ شاهنشاه کربلاست

واقعه غدیر خم ، مشتی بر دهان "اهل ثقیفه"

حجه الوداع

هجرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم و خروج آن حضرت از مکه معظمه نقطه عطفی در تاریخ اسلام به شمار می آید و بعد از این هجرت، حضرت سه بار به مکه سفر کرده اند.
بار اول در سال هشتم پس از صلح حدیبیه به عنوان عمره وارد مکه شدند و طبق قراردادی که با مشرکین بسته بودند فوراً بازگشتند.
بار دوم در سال نهم به عنوان فتح مکه وارد این شهر شدند، و پس از پایان برنامه ها و برچیدن بساط کفر و شرک و بت پرستی به طائف رفتند و هنگام بازگشت به مکه آمده و عمره بجا آوردند و سپس به مدینه بازگشتند.
سومین و آخرین بار بعد از هجرت که پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم وارد مکه شدند در سال دهم هجری بعنوان حجه الوداع بود که حضرت برای اولین بار به طور رسمی اعلان حج دادند تا همه مردم در حد امکان حاضر شوند.
در این سفر دو مقصد اساسی در نظر بود، و آن عبارت بود از دو حکم مهم از قوانین اسلام که هنوز برای مردم به طور کامل و رسمی تبیین نشده بود: یکی حج، و دیگری مسئله خلافت و ولایت و جانشینی بعد از پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم.

ادامه نوشته

زندگینامه آیت الله العظمی سیستانی (حفظه الله)

ولادت

معظم له در روز 9 ربیع الاول سال 1349 هـ . ق در شهر مقدس مشهد متولد گردید و پدرش به میمنت نام جدّش او را (علی) نام نهاد.
نام پدر گرامیشان مرحوم سید محمد باقر و نام جدّ ایشان كه از بزرگان علم و زهد بوده سید علی میباشد. زندگینامه ایشان را مرحوم شیخ آقا بزرگ طهرانی در كتاب (طبقات أعلام الشیعه قسمت چهارم ص 1432) ذكر نموده است. گفته شده در نجف از شاگردان مولا علی نهاوندی و در سامرا از شاگردان مجدّد شیرازی و از شاگردان خاص مرحوم سید اسماعیل صدر گردید و در سال 1308 هـ . ق به شهر مقدس مشهد بازگردید و در آنجا مستقر گشت، و از مهمترین شاگردانش، فقید بزرگوار شیخ محمد رضا آل یاسین (قدس سره) میباشد.
خاندان معظم له از سادات حسینی میباشند كه در عهد صفوی در اصفهان میزیستند و از طرف سلطان حسین صفوی، جدّ اعلی ایشان سید محمد را به منصب شیخ الاسلامی در سیستان منصوب نمود و ایشان به آنجا منتقل شده و با خانواده شان در آنجا سكنی گزیدند.
از نوادگان ایشان سید علی جدّ معظم له، اولین شخصی بود كه به شهر مقدس مشهد مهاجرت نمود و در مدرسه مرحوم ملا محمد باقر سبزواری مستقر گردید و از آنجا برای تكمیل درس خود به نجف اشرف مهاجرت نمود.
حضرت آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) در پنج سالگی به تعلیم قرآن كریم پرداخت، سپس وارد مدرسه دار التعلیم دینی به منظور آموزش علوم دینی شد كه در این مدت نيز خوشنویسی را از استاد فن آموخت.

ادامه نوشته

نهایت مصیبت در کربلا .....

حسین دست غریبی به روی زانو زد ...

... برای جرعه ی آبی به  حرمله  رو زد

 

همین یک بیت برای جنون ما کافیست ...

استفتائات در باره موسیقی از  (( آیت الله العظمی سیستانی (حفظه الله) ))

مسئله550ـ راجع به موسيقی حلال و موسيقی حرام،سؤال فراوان می شود.آيا می توانيم بگوييم :
موسيقی ای که غريزه جنسی را تحريک می کند و مبتذل و شهوت بر انگيز است، حرام می باشد و اما موسيقی ای که آرام بخش اعصاب بوده و روح و روان را راحتی بخشد و يا آهنگ هايی که بافيلم ها همراه است(موسيقی متن) و موسيقی های حماسی و رزمی ، موسيقی حلال می باشد؟
جواب: موسيقی حلال، آن است که بامجالس لهو و لعب مناسب نبست هر چند که ممکن است آرام بخش اعصاب نباشد مانند مارش نظامی و عزا.

مسئله551ـ هم چنانکه از موسيقی حلال و حرام سؤال فروان می شود از آوازخوانی حلال و حرام نيز پرسش فروان به عملی آيد آيا در اين باره نيز می توان گقت: آواز خوانی ای که غريزه جنسی و شهوانی را برمی انگيزد و در سطح گسترده به ارضای شهوت جنسی بينجامد،آن آواز خوانی حرام است و اما آواز خوانی هايی که غرائز سليم خفته را بيدار می کندو نفوس آدمی و افکار انسان را در سطح بالايی ارتقا می بخشد مثل آوازهای دينی ،که سيره نبوی و ستايش امامان را زمزمه می کند و يا آوازهای حماسی و سرودهای نشاط آور و سازنده اخلاقی ،عرفانی ، حلال می باشند؟
جواب: غنا و آواز خوانی به طور کلی حرام است و آن بنابر نظر و رأی برگزيده ما،عبارت است از کلام بيهوده ولهوی که با آواز وآهنگ متناسب در نزد اهل لهو و لعب،اجرا می شود و تلاوت قرآن،دعاو ثنای انبياءو اولياء وامامان اهل بيت هم با همين وضع و آهنگ حرام است و خواندن چيزهای ديگر از انواع کلمات غير لهوی مانند سرودهای حماسی ،رزمی با همان لحن و آهنگ غنايی که ياد شد،بنابر اختياط واجب حرام است.و اما آوازهايی که تعريف مابر آن صدق نکند،ذاتاً حرام نمی باشد.

مسئله 552ـ آيا به آوازخوانی های دينی و مدح و ثنای امامان که همراه موسيقی اجراء می شود می توان گوش داد؟
جواب: حکم اين سؤال از حکم مسئله قبل، معلوم می شود.

مسئله 553ـ آيا به قرائت قاريی که صدايش را ترجيع می دهد و می لرزاند، بدون قصد لذّت می توان گوش داد؟
جواب: اگر آهنگی که در قرائت، از آن آهنگ استفاده می شود از نوع غنای حرام نباشد شنيدن آن، مانعی ندارد.

مسئله 554ـ برخی خوانندگان و سرودخوانان، آهنگ و لحن مردمان فاسق و فاجر را تقليد می کنند و قصيده هايی در مدح امامان معصوم می خوانند پس مضمون، مخالف آن چيزی است که اهل فسق و فجور بدان مأنوس اند ليکن اصل لحن و آهنگ مربوط به آنان است آيا چنين آواز خوانی جايز است و گوش دادن به آن چطور است؟
جواب: بنابر احتياط، حرام است.

مسئله 555ـ آيا بانوان در شب زفاف و عروسی می توانند با هر نوع آهنگی آواز خوانی کنند حتی با آهنگ های متناسب مجالس لهو و لعب؟ و آيا آنان می توانند از آلات و ابزار موسيقی استفاده کنند؟ و آيا آن وضع را می توان در مجلس عقد خواني، شب حنابندان و يا مناسبت های ديگر، تکرار کرد يا مخصوص شب عروسی است؟
جواب: بنابر احتياط واجب، چنان آواز خوانی ها حتی در شب زفاف و عروسی هم ترک شود تا چه رسد به شبها و مناسبت های ديگر و حکم موسيقی و آواز خوانی حلال و حرام در مسائل قبل توضيح داده شد.

مسئله 556ـ آيا به سرودهای انقلابی همراه پيانو، ساز، دف و نی و پيانو برقی می توان گوش داد؟
جواب: اگر موسيقی و آهنگ پخش شده، از نوع موسيقی متناسب با مجالس لهو و لعب، باشد، گوش کردن به آن، جايز نيست.

مسئله 557ـ مقصود از جمله "متعارف نزد اهل فسق و فجور" چيست؟
جواب: اين جمله، در فتاوای ما نيامده است و آنچه ما در تعريف غنا و آهنگ گفتيم عبارت از جمله "آهنگ شناخته شده نزد اهل لهو و لعب" است و معنای آن، واضح است.

مسئله 558ـ مسلماني، سهل انگار بوده و اکنون، ملتزم و متعهد گشته است. آيا او می تواند، تنها و يا با دوستانش همانند گذشته بعضی آوازها و موسيقی ها را که گوش می داده همچنان گوش دهد و آنها را زمزمه کند؟
جواب: با صدق عنوان موسيقی و آوازخوانی حرام، جايز نيست.

مسئله 559ـ آوازهايی هستند با لغت بيگانه و با صدای اجنبی و استادان زبان می گويند که يادگيزی زبان همراه آن آواز و موسيقي، آسيان تر است آيا به هدف آموزش زبان به چنان موسيقی و آواز می توان گوش داد؟
جواب: اگر غنا و موسيقی حرام بر آن صدق کند گوش دادن به آن، جايز نمی باشد.

مسئله 560ـ ابزار و الات موسيقي، بسيار فراوان و گوناگونند. و در مجالس موسيقی و خوانندگانی مورد استفاده قرار می گيرند و گاهی هم، فقط برای راحتی و آرامش روحی نواخته می شوند آيا ساختن و خريد و فروش و نواختن آنها به قصد آرامش روحی و گوش دادن به نوازندگی آن کس که بر آنها می نوازد جايز است؟
جواب: داد و ستد آلات و ابزار موسيقی حرام و ساختن و گرفتن دستمزد بر آنها، جايز نمی باشد و مقصود از آلت لهو حرام آن است که آن، برای چنان کاری ساخته شده و ماليّت آن بستگی به چيزی دارد که به آن هدف ساخته شده و جز در لهو حرام مصرف ندارد.

مسئله 561ـ آيا ساختن و خريد و فروش آلات موسيقی که برای بازی بچه ها و آرام کردن آنها فراهم گشته است جايز است؟ و آيا بزرگسالان می توانند از آنها استفاده کنند؟
جواب: اگر موسيقی حاصل از آنها، همان موسيقی متناسب با مجالس لهو و لعب باشد داد و ستد آنها جايز نيست و افراد بالغ و مکلّف نمی توانند از آنها استفاده کنند.

مسئله 562ـ در برخی مدارس رسمی انگلستان برای دانش آموزان رقص ياد می دهند و آن را روی آهنگ موزيکی تنظيم و همراه می کنند که حرکت رقص کننده را به هنگام رقص توجيه می کند آيا در چنين کلاس درسی می توان حاضر شد؟ و اگر دختر و يا پسر جوان برای شرکت در چنان کلاسي، شوق و رغبت نشان دهند بر پدر و مادر واجب است که آنان را منع کنند؟
جواب: حضور دانش آموزان نوجوان، در چنين کلاسهايی اگر بر تربيت ديينی آنان اثر منفی باقی بگذارد که غالباً چنين است، جايز نمی باشد بلکه بنابر احتياط، به طور مطلق جايز نيست.

مسئله 563ـ آيا يادگيری هنر رقص جايز است؟
جواب: بنابر احتياط به طور مطلق جايز نمی باشد.

مسئله 564ـ آيا می توان مجالس رقصی به پاکرد که در آنها زن و شوهر با هم و با آهنگ موزيک آرام و جامه های رسمي، می رقصند؟
جواب: جايز نيست.

مسئله 565ـ آيا رقص زنان در جلوی زنان و مردان در جلوی مردان در يک جشن، آن هم جداگانه با موزيک و يا بدون آن، جايز است؟ جواب: رقص زن و يا مرد به طور کلي، محل اشکال است و احتياط در ترک آن است و حکم موزيک در مسائل قبل، گفته شد.

مسئله 566ـ آيا زن می تواند دربرابر شوهرش با موزيک و يا بدون آن، برقصد؟
جواب: بدون موزيک، جايز می باشد.

مسئله 567ـ در برخی کشورهای غربی دانش آموزان دختر و پسر را به آموختن هنر رقص، مجبور می کنند و اين گونه رقص با موزيک متعارف همراه نيست و جنبه لهوی نداردو فقط مادّه درسی محسوب است آيا پدران و مادران می توانند به فرزندان دختر و يا پسر خود اجازه حضور در آن کلاسها را بدهند؟
جواب: اگر چنان کاری با تعليم و تربيت دينی فرزندان، منافات داشته جايز نيست بلکه بنابر احتياط و با فرض بلوغ فرزندان، اجازه حضور در چنان کلاسی به طور مطلق حرام می باشد مگر آنکه آنان برای خود حجّت شرعی داشته باشند مثلاً از کسی تقليد کنند که او حضور در چنان کلاسی را جايز می شمرد در اين صورت، دادن اجازه حضور بلامانع است.

منبع :سایت آیت الله العظمی سیستانی(مدظله العالی)

هربه شیطان در زندگی روزمره ما ....

مسئله539ـ موسيقی ، هنر وفنی است از هنرهاو فنون بشری و در زمان های اخير رواج بيشتری دارد. برخی از انواع آن حلال است و می توان به آن گوش داد و برخی ديگر حرام می باشد و گوش دادن به آن جايز نمی باشد.

مسئله540ـ موسيقی حلال، آن است که با مجالس لهو و لعب تناسب ندارد و به عکس آن،موسيقی حرام به موسيقی ای گفته می شودکه با مجالس لهو و لعب هماهنگی دارد.

مسئله541ـ مقصود از جمله((متناسب با مجالس لهو و لعب)) اين نيست که آن موجب آرامش روحی و تغييرحال و وضع انسان می شود که چنان چيزی خوب است و احياناً موسيقی و آواز حلال نيز آن وضع را به وجودمی آورد بلکه مقصود ازآن ، اين است که شنونده آن خصوصاً اگر باهنر و فن موسيقی آشناباشد می داند که کداميک با مجالس لهو و لعب ومشابه آنها،تناسب داردوآنها يک ندراد.

مسئله542ـ رفت و آمد به جاهايی که درآنها موسيقی حلال پخش می شود،جايز است وگوش دادن به آن حتی مدت طولانی ،مادام که به حرام نينجامد بی اشکال می باشد.

مسئله543ـ به اماکن عمومی که در آنها موسيقی حرام پخش می شود،می توان رفت و آمد کرد به شرط آنکه به آن موسيقی از روی عمدو قصد، گوش ندهند مانند سالن هااستقبال و بدرقه مسافران،پاويون ها، پارک های عمومی ،رستوران ها،قهوه خانه ها،و امثال آنها،زيراگوش دادن به موسيقی حرام،ممنوع است نه کشيدن هر صدايی هر چندکه از روی عمد گوش ندهيم،حرام باشد.

مسئله544ـ موسيقی حلال رادرآموزشگاههای ويژه و ياديگر جاهای مناسب،می توان آموخت.

اعم ازآنکه يادگيرنده بزرگسال باشد و يا کوچک به شرط آنکه آمد و رفت به آن اماکن در تربيت وبنياد دينی او اثر منفی نگذارد.

مسئله545ـ غنا و آواز خوانی حرام است و گوش دادن و کاسب کاری به وسيله ان نيز حرام می باشد و مقصود از غنا و آواز خوانی حرام، آن سخنان لهوی است که به آهنگ های مبتذل در نزد اهل لهو و لعب، می انجامد.

مسئله546ـ خواندن قرآن ،دعا،ذکر و ورد با آهنگ های شناخته شده در نزد اهلو لهو و لعب،جايز نيست و بنابر احتياط واجب،جز آنها نيز به صورت شعر و نثر با همان آهنگ، خوانده نشود.

مسئله547ـ حرمت استماع موسيقی و غنای حرام در سنت نبوی مورد توجه قرار گرفته است.

رسول خدا در يک حديث شريف فرمود: خواننده، زناکار، نی نواز، دف زن، همگی کر و کور و لال از قبر به عرصات محشر واردکی شوند.

وفرمود: هر کس به لهو و غنای حرام گوش دهد در گوش او به روز قيامت مس مذاب ،می ريزند.

و باز فرمود:غنا و موسيقی حرام و مبتذل، وسيله و راهی به سوی زناست.

مسئله548ـ زن در برابر شوهرش به قصد لذت و تحريک او و جز آن،جايز است بر قصد اما درمقابل مردان ديگر نبايد رقص کند و بنابر احتياط واجب در برابر زنان نيز نرقصد.

مسئله549ـ دست و کف زدن درجشن ها،عروسی ها و ميلاديه های مذهبی برای همه زنان و مردان جايز است.

شعری از حسین وکیلی

چقدر قشنگ گفت حسین سیب سرخی :

دل من تنگ غروب کربلاست ...

مگه بدها دل ندارند دل ندارند ...

یادش بخیر ...

 

«کربلا نبض زمین است»

دلم کرده هوای سرزمینی/که میگویند چون جنت قشنگ است

همان جایی که شاهی خوب دارد/برای شاه این دل تنگٍ تنگ است

منم آری گدایی بی سرو پا / که می آید به درگاهت گدایی

تفقُّد کن گدای بینوا را / تو که عرش و زمین را پادشاهی

زِ درد حسرت و دردِ جدایی/قسم دادم خدا را بر خدایی

دل هر عاشق دلبسته چون من/شود یک روز عمری کربلایی

بیا جانا بیا همراه ما شو / بیا با ما گدای نینوا شو

بیا با پای دل بهر زیارت/ تو هم یک زائر کربُبلا شو

عزیزان کربلا نبض زمین است/اگرچه تاکنون آنرا ندیدم

ولی از زائران کربلایی/ زشهر کربلا قدری شنیدم

دلم تنگ است تنگِ کربلایش/ و تنگِ آن حریم با صفایش

و تنگِ آن حریم روبرویش/حریمِ آن امیرِ با وفایش

دلِ من غم گرفته بیقرار است/ برایش گریه کردن افتخار است

نشستم عاشقانه گریه کردم/ببین حال دل من زار زار است

برایم واعظی از کربلا گفت/زِ روزِ محشر و ظهر بلا گفت

حدیث خواهری بی یارو یاور/حدیث تل و گود قتلگاه گفت

زتیغ و خنجر و رأس بریده/ زِطفلان یتیم داغ دیده

زِ مولایی که از داغ برادر/مثال یک کمان قدش خمیده

زِاشک و مشک و چشمان ابوالفضل/زِلطف و جود و احسان ابوالفضل

عمود آهنی،فرق شکسته/وصال تیغ و دستان ابوالفضل

مصیبت گفت و آتش زد به دلها/دو چشمانش زِآب دیده شد تر

و واعظ اشک ریزان روی منبر/سلامی داد بر آقای بی سر

مصیبت را به پایان برد واعظ/ ولیکن در دلم حزنی نهفته

شنیدم داستانهایی از آنروز /که واعظ چیزی از آنها نگفته

شنیدم زلجناح آمد ز میدان/ولیکن زین مرکب واژگون بود

شنیدم خیمه را آتش کشیدند/شنیدم گوش هایی غرق خون بود

شنیدم جامه را از تن دریدند/شنیدم بند انگشتی بریدند

شنیدم وحشیانه حمله کردند/شنیدم معجری از سر کشیدند

شنیدم سینه ها آتشفشان بود /شنیدم رأس ها بر آسمان بود

شنیدم مُزد قرآن خواندن آن روز/ همه در ضربه های خیزران بود

زِ داغت یا حسین بنگر چه سانم/بده رخصت که من با تو بمانم

برای اینکه آیی پیشم آقا/درون خانه عاشورا بخوانم

خدا لعنت کند آلِ زیادُ / خدا لعنت کند آل امیه

خدا لعنت کند آن شمر ملعون/ بگو آمین اِلا یمِ القیامه

حسین وکیلی زارچ

رفع یک شبهه

این هم برای رفع شبهات دوستانی که راه به راه از ما میپرسن :

« شما به چه حقی تو مجالس عزاداری برهنه میشین و سینه میزنین ؟؟!!»

یا یه عده دیگه میگن :

« مگه مداح حق برهنه شدن رو داره ؟؟!!»

 

ما در جواب به این عزیزان میگیم : بله گل من ، داره ... البته اگه با شرایط زیر باشه :

 

احکام عزاداری

پرسش 1:: 1-برهنه شدن در مراسم عزاي ابي عبدالله در حالي که عزاداران با سنين مختلف حضور دارند ، چه حکمي دارد؟ لطفا مصاديق وهن دين و حد برهنه شدن(به اين معنا که تا چقدر از بدن معلوم باشد اشکال ندارد) را در مورد مراسم عزاداري بيان کنيد. پاسخ: برهنه شدن در عزاداري اگر مفسده اي نداشته باشد و نامحرمي نبيند، اشکالي ندارد. (1) حضرت امام خميني مي فرمايد: لخت و برهنه بودن هنگام عزاداري إشكال ندارد، مگر در صورتى كه مفسده داشته باشد. بر زن ها واجب است از نگاه كردن به بدن نامحرم اجتناب نمايند.(2) اگر نحوه عزاداري طوري باشد که موجب وهن دين مي شود و چهره دين و دينداران را بد جلوه مي دهد، مانند قمه زدن و روي آتش رفتن جايز نيست . در صورتي که نامحرمي نباشد يا مفسده اي نداشته باشد ، مقدار برهنه بودن به مقدار متعارف که در عزاداري ها مرسوم است اشکال ندارد، مثلا سر و گردن و سينه و کمر برهنه باشد، اشکال ندارد . پي نوشت ها: 1 . آيت الله تبريزي ،استفتاات ،س 2004 ؛ آيت الله صافي، توضيح المسايل مراجع ،ج 2 ،مسايل متفرقه ،ص 833 م 37 و ذيل آن ؛ جامع الاحکام، ج 2 ،س 1597؛ آيت الله بهجت، استفتاات، ج 4 ، س 6398 ؛ آيت الله مکارم، استفتاات، ج 2 ،س 765 و سوال از دفتر آيت الله خامنه اي. 2 . استفتاءات (امام خمينى) ج 3 ، ص 584 ؛ آيت الله فاضل، جامع المسايل ،س 2162.

پرسش 2: 2.لطمه زدن و سينه زدن به حد سرخ چه حکمي دارد؟ پاسخ: عزاداري براي سالار شهيدان و بزرگداشت آن واقعه حزن انگيز و اظهار محبّت به خاندان عصمت و طهارت امري پسنديده و لازم است . به فرموده امام خميني (ره ) از افضل قربات(آن چيزي موجب نزديكي به خداوند مي شود) است و باعث خشنودي خدا مي‌شود. سينه زدن و زنجير زدن براي عزاداري گرچه جاي آن سرخ شود اشكالي ندارد (1). از ثواب بالايي برخوردار است، مشروط بر آن كه موجب ضرر مهم و اضرار بر نفس نباشد. اما اگر باعث ضرر عمده اي بر بدن باشد (مثلاً خون جاري شود) جايز نيست.(2) پي‌نوشت‌ها: 1 . آيت الله تبريزي، استفتاات، س 1994 و 1995 . 2. آيت اللّه فاضل لنكراني، جامع المسائل، ج 1، س 2162؛ آيت الله مکارم، استفتاات، ج 2 ،س 765 و سوال از دفتر رهبري .

پرسش 3: آيا اين مطلب که امام در روز عاشورا پيراهن کهنه اي طلب کرد تا دشمن در آن بعد از شهادت حضرت طمع نکند ،مي تواند دليل مناسبي براي عدم برهنه شدن و ايراد به برهنه شدن در مراسم عزاي امام باشد؟ پاسخ: با استناد به ماجراي آن پيراهن كسي از علما و بزرگان دين به مسئله مطرح شده در پرسش استناد نكرده ، از اين رو به دليل آن ماجرا شايد نتوان بر عدم جواز برهنه شدن در مراسم عزاداري استدلال نمود. حتي مرحوم آيت الله ميرزا جواد تبريزي فرموده : مانع ندارد كه در هنگام سينه زدن بدن خود را عريان نمايد. (1) حضرت امام خميني در پاسخ سؤالي در اين‌باره فرمود: عريان شدن در مراسم عزاداري براي سينه‌زدن مانع ندارد . زن‌ها نبايد به بدن مرد اجنبي نظر كنند. (2) پي‌نوشت ها: 1. استفتائات جديد، ص453، انتشارات سرور، 1378 ش، چاپ اول، قم. 2. استفتائات، ج3، ص580، نشر جامعه مدرسين، قم، 1381 ش.

احوالپرسی متفاوت !!!

شب آخری بود که کربلا بودیم ... با پدرم رفتیم حرم آقا اباعبدالله (ع) برای عرض سلام آخر ... خیلی برام سخت بود ... به هر حال از خود آقا مدد گرفتم ... خیلی برای خودم ، تو دل خودم روضه خوانده بودم ... برام آن سه روزی که توی خود کربلا بودیم یه عمر گذشت ...

از بین الحرمین آمدیم به سمت حرم آقای دوعالم ، مولا قمر بنی هاشم (س) ، چشمم به گلدسته های جدید آقا که می افتاد ، برام خیلی سخت بود که چشم ازش بردارم ... غیر قابل وصف اند گلدسته های جدید ...

خلاصه امر اینکه من و پدرم از باب الفرات قصد ورود کردیم ... کفش ها رو به کفشداری دادیم ... رفتیم توی حرم ... بماند که توی حرم چی به من گذشت ...

قصد خروج از حرم کردیم ... به سوی باب الفرات راه افتادیم برای کفش ها...

از در کفشداری که منتظر بودم برای تحویل شماره و گرفتن کفش ها ( خیلی شلوغ بود )

یه صحنه ای توجه منو به خودش جلب کرد !! یه ایرانی یه مشکلی براش پیش اومده بود ... رفت سمت درب ورودی ... یه خادم نسبتا جوان و حدودا 25 تا30 ساله ...

یکی از جاهایی که من بد جور جا خوردم اونجا بود !!!!

ایرانیه رفت نزدیک اون خادم جوان و گفت : سلام آقا .

خادم جوان در جواب یه حرکتی انجام داد که من هنوز وقتی بهش فکر میکنم مغزم سوت میکشه !!!

خادم در جواب سلام ، دستشو رو سینه اش گذاشت و یکم خم شد و با یه حالتی از ته دل با اون لهجه عربی بسیار زیباش به مرد ایرانی جواب داد: سلام قلبی...!!! (یعنی : سلام قلبم !)

من که ماتم برده بود ... نمیدونم چقد تو همون حالت ماتم برده بود ... شماره کفشداری تو دستم بود ... همچنان تو نوبت بودم !!

بابام صدام زد : زود باش دیگه ، چند نفرم بعد از تو کفش هاشونو گرفتن تو همونطوری موندی؟؟!!

 

من بعد از اون لحظه با خودم گفتم اگه هر کسی که در طول روز ، تو مدرسه ، تو خیابون ، مهم نیست کجا ... می بینیم ، اینجوری با هم برخورد کنیم ، اولا هم تو روحیه طرف مقابل و هم تو روحیه خودم تاثیر خوبی میذاره ، دوما باعث میشه که بقیه به بچه های هم تیپ ما (تقریبا برادر !) و دیگر برادران بسیجی یه جور دیگه نگاه کنند .

(توضیح : به دلیل بد اخلاقی و گند دماغی بعضی برادران که بیشتر شبیه بت هستند نه آدم ، خیلی از مردم نگاه و دیدشان نسبت به این جماعت  بشدت عوض شده ...)

از اون به بعد ما این رویه رو برای برخورد با ملت در پیش گرفته ایم ...

اینو نوشتم برای بعضی ها که براشون شده یه علامت سوال ..!! آخه ما قبل از این سفر یه طور بدی با یه نوع و یه دسته دیگه از کلمات با مردم احوالپرسی میکردیم (!!!!!!)