کشتی شکست خورده طوفان کربلا ...!!!
وقتی که کار ساختن کشتی حضرت نوح رو به اتمام بود ، جبراییل امین از آسمان ، 5 عدد میخ برای ایشان آورد و گفت : این 5 میخ لنگر کشتی توست ! اینها را به جلوی کشتی ات بزن.
نوح (ع) میخ اول را گرفت و زد . وقتی میخ را کوبید ، نوری ساطع شد !
به جبراییل گفت : ما هذا نور؟
این نور چیست ؟
ندا آمد : نور محمد (ص) صفوتی من خلقی! برگزیده من از خلقم!
میخ دوم را زد ، مثل میخ قبلی نوری ساطع شد!
گفت این نور چیست ؟
خطاب آمد : نور علی بن ابی طالب(ع)
میخ سوم را زد ، نوری ساطع شد!
گفت : این نور چیست؟
خطاب آمد : نور فاطمه (سلام الله علیها)
میخ چهارم را زد ، نوری ساطع شد!
پرسید : این نور چیست ؟
خطاب آمد : نور حسن بن علی (ع)
میخ پنجم را که زد ، به جای نور ، خون از آن فوران کرد !
متعجب ماند ! از خداوند سوال کرد : این نور از آن کیست ؟؟
چرا از آن یکی میخ ها نور ساطع شد ،؛ ولی این یکی خون آلود بود؟؟
ندا آمد : این خون ،از حسین بن علی(ع) است !
روضه برای حضرت نوح خوندند و ساختن کشتی نوح با گریه بر امام حسین تمام شد!
بعد از طوفان ، خداوند نوح را در تمام کره زمین سیر داد ... همه جا را دید ...
اما به یه جایی رسید که کشتی به گل نشست !
نوح عرض کرد : جبراییل ! من که تمام زمین رو سیر کردم ، این جا کجاست که کشتی من می خواهد به گل بشیند؟ کشتی داره غرق میشه !
ندا آمد : این جا کربلاست ! قتلگاه حسین !
همه پیامبران الهی برای حسین (ع) گریه کردند ...
برای نوح روضه عطش امام حسین رو خوندند!!!
نوح هم گریه کرد و از کربلا عبور کرد !
اما این ها بهانه ای بود که من و شما و نوح نبی (ع) بدانیم که کشتی نجات ، حسین است و بس !
ان الحسین (ع) مصباح الهدی و سفینه النجاه
داریم با "حسین ، حسین " پیر میشویم