زندگی را بر من حرام کرده این قطعه ی محمود کریمی ...
بریز آب روان اسما
به روی پیکر زهرا
ولی آهسته آهسته . . .
روی دست یه دخترکی که غصه داره ....
بیقراره ...
یه کفن می بینه و نگاه دختر ...
به رخ شاه بی کفن ....
میگه خواهر برات بمیره ...
بی کفن اما
عیبی نداره ... ما هم خدایی داریم !!
+ نوشته شده در سه شنبه نهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت توسط غلامرضا
داریم با "حسین ، حسین " پیر میشویم