اناللله و انا اله راجعون...
مختارنامه هم تمام شد ... نزدیک به ۸ ماه با مختارنامه و اتفاقاتش زندگی کردیم ...
سکانس شهادت مختار ٬ واقعا با دلم بازی کرد ...
انگار سر بریدن ٬ بعد از اباعبدالله (ع) برای همه دوستداران و عاشقانش شده یک سنت !!
همه میمیرند ... قوی و ضعیف ٬ امیر و سرباز ٬ ظالم و عادل ٬ عاقل و عاشق ! ...
خوشا آنان که با بی ادعایی
لبِ تشنه ٬ مُحرم ٬ با تو بودند ...
فعلا باید بیشینیم و ببینیم که
ما در چه حالی جان می دهیم...
جان میدهم به شوق وصال تو یا حسین
تا بر دلم نظر نکنی ٬ جان نمی دهم
+ نوشته شده در شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط غلامرضا
|
داریم با "حسین ، حسین " پیر میشویم